تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
8
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
مقصود ما ارتباطى نداشت و به استثناى داستان بىفايدهء پيش از تاريخ يمن ، ترجمه كردم . تعليقات و حواشى من در درجهء اوّل براى شروح و توضيحات ، لازم و ضرورى است . در ميان اين تعليقات مطالبى هست كه شرقشناس مىتواند از آن چشم بپوشد ؛ امّا من كسانى را كه شرقشناس نيستند نيز خوانندهء خود به حساب آوردهام . من مخصوصا اميدوارم كه بعضى از دوستان تاريخ دنياى قديم و تاريخ قرون وسطى از من به خاطر آنكه اوضاع يكى از مهمترين دولتهاى شرق را از نظرگاه روايات شرقى در معرض مطالعهء ايشان گذاشتهام سپاسگزار باشند . تكملههايى كه من از ساير منابع شرقى در تعليقات و ضمائم افزودهام نيز مىتواند به هدف مذكور كمك كند . براى اين منظور مخصوصا از ديگر منابع عربى و فارسى استفاده كردهام . همچنين كتب سريانى كه بسيارى از شرقشناسان به آن توجّهى نداشتهاند براى من فوايد بسيارى داشته است . از فوايد و نكاتى كه در منابع يهودى بوده است نيز استفاده شده است . دربارهء منابع ارمنى بايد بگويم كه من متأسفانه از ترجمههايى استفاده كردهام كه تأثير مهمى ، از جهت اطمينانبخش نبودنشان ، به جاى نمىگذارند . كسى كه به زبان ارمنى آشنا باشد مىتواند مطالب زيادى بر آن بيفزايد . عمدهء كوشش من مصروف آن شده است كه با كتب لاتينى و يونانى مربوط به اين قسمت از نزديك آشنا شوم . در اينجا نيز بايد آرزو كرد كه سرانجام روزى تمام كتب نويسندگان قديم بيزانس به نحو قابل استفادهاى منتشر شود . من همچنين از سفرنامههاى جديد ، از پيترو دلّاوالّهء بسيار خوب تا پولاك ، استفادهء فراوانى بردهام . من گمان مىكنم كه آشنايى من با سرزمين ايران و مردم آن به طور كلّى تا اندازهء زيادى مديون اين سفرنامهها است كه داورى درست را دربارهء اشخاص و حوادث ، حتّى در زمانهاى قديمتر ، براى من آسانتر ساخته است . از كتاب حاجىباباى موريه نيز مىتوان درباره ايران قديم خيلى چيز آموخت ؛ البتّه بايد فرق فاحش ميان گذشته و حال را پيوسته در نظر داشت .